مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
 
مرا کم اما هميشه دوست بدار
 
اين وزن آواز من است
 
عقربه هاي ساعت رو به مشرق يخ بسته اند ...
 
چشمانم سکوت کرده اند ...
 
فقط نيمي از بلور مهتاب در آسمان پيداست و نيم ديگرش را ابرها به اسارت برده اند!
 
دلم هواي تپيدن با ستارگان و چشمانم هواي باريدن با ابرها را دارد....
 
در چشمانت خيره مي شوم و مرغان بازيگوش نگاهت را به لبخندي شادمانه پرواز مي دهم
 
و خود عاشقانه بر ساحل چشمانت مي نشينم..
 
تو پلک بر هم ميزني و هر بار فصلي از خاطره هاي سبزم مرور مي شود.
 
زمان مي وزد و در مسير ثانيه ها خاطراتم تبخير مي شوند.
 
مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
 
مرا کم اما هميشه دوست بدار
 
اين وزن آواز من است
 
پس کمتر دوست بدار تا عشقت ناگهان به پايان نرسد
 
من به کم هم قانعم
 
اگر عشق تو اندک اما صادقانه باشد مرا از سر زيادست
 
دوستي پايدار از هر چيزي بالاترست .....
 
مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
 
مرا کم اما هميشه دوست بدار
 
اين وزن آواز من است
 
همانگونه که وزن زندگي ست......



5cssouufwfwlq5xwv17.jpg




گنجشكِ كوچكِ من

 زندگي همين است

 همه در پشت ميله ها گرفتارند و محبوس

 و تنها از اين زندگي وجبي از آسمان سهم توست

 و بيش ازآن طرفي با تير و كمان گنجشك كوچك من

انفجار لانه ات تصادف بچه ات با آدمها بازي تيروكمان بچه ها با نسل شما


 و حتي مرگ تو تنها و تنها بهانه اي براي خنديدن است

و من اين خنده مضحك راهزاران بار نه تجربه كه درلبهاي آدمها ديده ام

 و دريافتم كه در خنده آدميان فريبي هميشه پنهان است

 و حتي سيم ها و درختاني كه لانه كرم شده اند

 ديوارهاي قد كشيده صدها گوش پنهاني براي فروختن دارند مبادا جيك جيكِ تو رازي بر ملا سازد!

 باران را سر بكش كه ليوانها و پارچ ها و رودخانه ها آلوده مرگي اند

 که انسان هاي شهركشف كرده اند و اين كشف بزرگ را به جشن نشستند

گنجشك كوچك من خيابانهاي شهرگربه هاي الاف زياد دارد

 و همه درختاني كه ميبيني تير و كماني شده اند قيام كرده بر عليه تو

 يك وجب آسمان هرگز كفافِ پرواز نمي دهد
 
گنجشك كوچك من درخوابِ روستا آسوده پرواز كن كه در شهر اين است سهم گنجشك ماندن...



پ.ن : هی ری را 

        دیر آمدی

                     دیر آمدی ری را!

                                                باد آمد و


                                                         همه ی رویاها را با خود برد.


پ.ن :      دستانت را هم اکنون محتاجم !