یک شب تا شب آرزو ها
یک شب دیگر، شب آرزوهاست.
شبی که آسمانش پر از برق ستارگان است.
در آن شب هر دعایی ستاره ای خواهد شد و در پهنهی آسمان خواهد نشست.
بیا ستاره های هم را نظاره کنیم و بر هر کدام آمین بگوئیم.
شب آرزوها نزدیک است.
بیا از امروز کمتر خسته شویم بلکه آن شب را تا به صبح اجابتش بیدار بمانیم.
برای هم دعا کنیم.
برای آن کودکی که در آن سوی پهناور زمین امشب را گرسنه خواهد خوابید.
و برای آن بیماری که فردایش را کسی امیدوار نیست.
بیا از خدا بخواهیم رنج های آدمی را بکاهد و آرامش او را بیافزاید.
شب آرزوها نزدیک است.
بیا در آن شب برای مادران و پدرانی که هستند عزت
و آنان که نیستند، رحمت بخواهیم و مغفرت.
بیا از خدا بخواهیم ابر رحمانیتش را بر زمینمان بگستراند
تا قطرات رحمتش، فطرت خفته را بیدار کند.
شب آرزوها نزدیک است.
شب آرزوها، شب اجابت است، شب مغفرت است. از کف ندهیمش.
چندی است در کوچه های قرن ها گم شده ام ولی لبخند می زنم !
